هر روز یک شاخه گل

همیشه وقتی که موهایم را از روی ابروهایم کنار می‌زنم
آن‌جا نشسته‌ای
بر روی برگ‌ها و در«درکه»
و باد می‌وزد
و برف می‌بارد
و من نیستم
هر روز
از گل‌فروشی «امیر آباد»
یک شاخه گل می‌خریدم
تنها یک شاخه
-اما چه چشم‌هایی، هان !
انگار یک جفت خرما-
و موهایم را از روی ابروهایم کنار می‌زنم
آن‌جا نشسته‌ای
سیگار می‌کشم
می‌خندی
هر روز
یک شاخه گل
آن‌گاه یاد زمان‌هایی می‌افتم که یک الف بچه بودم ...

 

رضا براهنی

/ 0 نظر / 12 بازدید